صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 427359
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 84
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

رسیدن کاروان اسرا به حوالى شام

در این روز اسراى اهل بیت(علیهم السلام) به حولى شام رسیدند. ابراهیم بن طلحة بن عبداللّه جلو آمد و به امام زین العابدین(علیه السلام) نزدیک شد، و کینه هایى که از جراحت شمشیرهاى جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت: دیدى غلبه با کیست؟ حضرت فرمود: «اگر مى خواهى بدانى غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز، اذان و اقامه بگو، آن وقت مى دانى آوازه چه کسى تا قیامت باقى است».(1)
ـــــــــــــــــــ
1-تقویم شیعه، صفحه 38.

جمعه بیست و پنجم 10 1388

وارد شدن لشکر شام به مکه

در روز 27 محرم سال 64 هجرى قمرى لشکر شام بسرکردگى «حصین بن نمیر» به جهت جنگ با «ابن زبیر» وارد مکه شدند، و هر کارى خواستند انجام دادند مثل آتش زدن و خراب کردن خانه خدا.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-وقایع الایام، صفحه 171.
چهارشنبه بیست و سوم 10 1388

آگاهى اصحاب کهف از خواب 309 ساله خود

در تاریخ آمده که اهل انجیل راه طغیان پیش گرفتند تا این که بت پرستیدند ولى برخى در دین عیسى(علیه السلام) ماندند و به زهد و عبادت مشغول شدند. در آن زمان پادشاهى به نام دقیانوس بود که بت پرست و طاغى بود و از دین عیسى(علیه السلام) منع مى نمود و تابعین آن حضرت را مى کشت تا این که به شهر افسوس رسید که اصحاب کهف در آنجا بودند. وى جائى براى بتهائى که معبود او بودند بنا کرد، و اهل شهر را مجبور به پرستیدن آنها مى کرد. هر کس قبول مى کرد، آزاد مى شد و گرنه کشته مى شد.
شش جوان از بزرگ زادگان از شهر بیرون رفتند و در نمازگاه خود مشغول عبادت شدند، وقتى این خبر به دقیانوس رسید، آنها را احضار کرد و به آنها گفت: به دین من آیید وگرنه کشته مى شوید. یکى از ایشان گفت: ما جز به خدا پرستش نمى کنیم. دقیانوس گفت: چون جوان هستید چند روز به شما مهلت مى دهم تا فکر کنید. دقیانوس از شهر خارج شد و آن شش جوان مقدارى مال از خانه پدر برداشتند و از شهر بیرون رفتند. در راه چوپانى را به همراه سگى دیدند; چون چوپان از حال آنها مطلع شد با آنها همراه شد ولى هر قدر تلاش کردند سگ نرفت و سگ هم به دنبال آنها به راه افتاد. در نزدیکى آن شهر کوهى به نام «اینجلوس» و غارى به نام «رقیم» وجود داشت، آنها در داخل آن غار به عبادت مشغول شدند و سگ در ورودى غار خوابید. یکى از آنها به نام «تملین»(یا تملیخا) به شهر مى رفت و مایحتاج آنها را مى خرید تا زمانى که خبر رسید که دقیانوس بازگشته و در جستجوى آنهاست. جوانان بر خدا توکل کردند و سر به سجده نهادند تااین که خواب برآنها غلبه کرد و مدت 309 سال خوابیدند تا دقیانوس هلاک شد و پادشاهى مؤمن به نام «بناموس» به آن شهر آمد و خداوند آنها را از خواب بیدار نمود. نشستند و بر یکدیگر سلام نمودند و پنداشتند که یک روز یا مقدارى از روز را در خواب بوده اند. تملیخا را براى گرفتن غذا به شهر فرستادند، وى در حالى که زبان آنها را درست نمى فهمید پول زمان دقیانوس را به فروشنده داد. قضیه را به شاه اطلاع دادند، وى پس از تحقیق از حالات آنها مطلع شد و خداوند را براى این که از آیات خود به آنها نشان داده بود شکر نمود.
در مجمع البیان آمده که اصحاب کهف هفت نفر بودند و نامهاى آنها عبارت است از:
مکسلمینا ـ تملیخا ـ مرطولس ـ نینوس ـ سارینونس ـ دربونس ـ کشوطبنونس(چوپان) و نام سگ اصحاب کهف قطمیر بود و رنگش سیاه و سفید بود. غار رقیم نزدیک شهر افسوس که اکنون یا در ازمیر ترکیه یا در نزدیکى پایتخت اردن یعنى شهر عمان مى باشد.(1)
ـــــــــــــــــــ
1- حوادث الایام، صفحه 51.
شنبه نوزدهم 10 1388

دفن بدن جون در کربلا

بعد از ده روز از واقعه عاشورا، جمعى از بنى اسد بدن شریف جون غلام ابوذر غفارى را در حالى که صورتش نورانى و بدنش معطر بود پیدا کرده و سپس او را دفن نمودند.
جون کسى بود که امیرالمؤمنین(علیه السلام) او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامى که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام براى کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت ابوذر به مدینه بازگشت و در خدمت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبى(علیه السلام) و سپس به خدمت امام حسین(علیه السلام) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا آمد. او در کربلا جنگ نمایانى کرد، تا اینکه اطراف او را گرفتند و زخمهاى فراوانى به او وارد نمودند. هنگامى که روى زمین افتاد، امام حسین(علیه السلام)سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، سپس دست مبارک را بر سر و صورت جون کشید و فرمود: «اللّهُمِّ بَیِّض وَ جْهَهُ وَ طَیِّب ریحَهُ وَاحْشُرْهُ مَعَ مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد(علیهم السلام)» «بارالها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت(علیهم السلام)محشورش فرما.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-تقویم شیعه، صفحه 33.
چهارشنبه شانزدهم 10 1388

حرکت اسراى کربلا به سوى شام

در صفحه 99 امالى صدوق آمده که: ابن زیاد لعین اهل بیت(علیهم السلام) را در کوفه زندانى کرد و نامه اى براى یزید فرستاد که با سرهاى بریده و اسرا چه کند.
یزید در جواب نوشت: اهل بیت و سرها را به شام بفرست. ابن زیاد لعین روز نوزدهم سال 61 هجرى قمرى طبق دستور یزید اسراى کربلا و سرهاى مقدس را به سوى شام روانه کرد.(1)خ
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 48.
مسموم شدن امام حسن(علیه السلام)
بنا به روایت صدوق، امام حسن(علیه السلام) را جُعده ملعونه در روز نوزدهم محرم مسموم کرد و حضرت پس از چهل روز رحلت کردند.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 49.
سه شنبه پانزدهم 10 1388
 تغییر قبله
پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از اول بعثت سیزده سال در مکه معظمه به طرف بیت المقدس نماز خواند و بعد از هجرت هفده یا نوزده ماه به طرف مدینه منوره و مجدداً به سمت بیت المقدس ایستاد. لذا برخى از یهودیان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) ایراد کردند که تو تابع قبله ما هستى، پیامبر(صلى الله علیه وآله) سخت غمناک شد و دوست داشت که خداوند قبله را تغییر دهد; پیامبر(صلى الله علیه وآله)شبانه روى به آسمان کرد و منتظر امر خدا شد. روز شانزدهم محرم به مسجد بنى سلمه رفت و مشغول خواندن نماز ظهر به سمت بیت المقدس شد که جبرئیل در رکعت دوم نازل شد و عرض کرد: (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِى السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطَرَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ...)(1) «نگاه هاى انتظارآمیز تو را به سوى آسمان (براى تعیین قبله نهائى) مى بینیم! اکنون تو را بهئسوى قبله اى که از آن خشنود باشى، باز مى گردانیم. پس روى خود را به سوى مسجدالحرام کن! و هر جا باشید، روى خود را به سوى آن برگردانید! وکسانى که کتاب آسمانى به آنها داده شده، به خوبى مى دانند این فرمان حقى است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده; و خداوند از اعمال آنها (در مخفى داشتن این آیات) غافل نیست»!در این هنگام جبرئیل دست پیامبر(صلى الله علیه وآله) را گرفت و به سمت کعبه معظمه برگراند.این قضیه پس از رجوع پیامبر(صلى الله علیه وآله) از جنگ بدر در سال دوم هجرى قمرى اتفاق افتاد و آن مسجد اکنون به «ذوالقبلتین» مشهور است.(2)
ـــــــــــــــــــ
1-بقره، آیه 144.
2-حوادث الایام، صفحه 46.
شنبه دوازدهم 10 1388

 میشل عون: عاشورا انقلابی جهانی است

 

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از  ابنا «میشل عون» رییس حزب آزاد ملی لبنان با اشاره به همزمانی ایام عزاداری امام حسین (علیه السلام) و سال نو میلادی خاطرنشان کرد: شهادت امام حسین(علیه السلام)در روز عاشورا به عنوان احیاکننده عدالت، تاریخی جدید برای بشریت به ارمغان آورد.

 

وی انقلاب‏ها در جهان را مسیری حتمی برای انسان‏ها توصیف کرد و اظهار داشت: این مسیر حتمی، که در مواردی با ایثار و فدای جسم و جان همراه خواهد بود، باید متعالی شده و استمرار یابد.

 

رئیس حزب آزاد ملی لبنان شهادت امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا را متعالی‏ترین نوع جانفشانی در راه احقاق حق دانست و افزود: امام حسین (علیه السلام) با این انقلاب بزرگ، نزد مسیحیان از جایگاه والایی برخوردار است.
شیعه نیوز
پنج شنبه دهم 10 1388

 نامه نوشتن ابن زیاد به یزید

ابن زیاد در سال 61 هجرى قمرى به یزید نامه نوشت و جریان کربلاء را گزارش داد و از وى پرسید که با سرهاى بریده و اسراء چه کند؟(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 44.
پنج شنبه دهم 10 1388

اسراى اهل بیت(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد

پس از آنکه اسرا و سرهاى مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند، ابن زیاد در کاخ خود نشست و دستور داد سر مطهر امام حسین(علیه السلام) را در برابرش گذاشتند. آنگاه زنان و کودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد(علیه السلام) در حالیکه به طناب بسته بودند، وارد مجلس نموده و در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند و درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-تقویم شیعه، صفحه 31.

چهارشنبه نهم 10 1388

 گفتگوی امام حسین(ع) با عمربن سعد

امام حسین(ع) خواستار ملاقات خصوصی با عمربن سعد ، فرمانده سپاهیان عبیدالله بن زیاد و آخرین تلاش برای هدایت وی شد.


پس از آن که به دستور کتبی عبیدالله بن زیاد، آب فرات بر روی امام حسین(ع) و یارانش بسته شد، وضعیت نگران کننده ای میان سپاه امام و عمر بن سعد پدید آمد که احتمال بروز جنگ و خونریزی را هر ساعت قویتر می کرد.


امام حسین(ع) خواستار ملاقات خصوصی با عمربن سعد ، فرمانده سپاهیان عبیدالله بن زیاد و آخرین تلاش برای هدایت وی شد.


عمر بن سعد از پیشنهاد امام استقبال کرد و شب هشتم محرم، در خیمه ای میان دو لشکرگاه، تشکیل جلسه داده و تا پاسی از شب با هم گفتگو کردند. سپاهیان از متن گفتگوی آن دو بی خبر بودند، ولی همین مقدار می دانستند که آنان به توافقهای تازه ای رسیده اند.


در این ملاقات حضرت عباس و علی اکبر (ع) در کنار سیدالشهداء بودند.


عمر بن سعد، که حوادث کربلا را پی در پی برای عبیدالله گزارش می کرد، پس از ملاقات با امام حسین(ع) نامه ای رضایت بخش برای عبیدالله ارسال کرد و در آن، یادآور شد" خداوند متعال، آتش جنگ ما را خاموش کرد. زیرا حسین بن علی(ع) هم اینک حاضر است از همان جایی که آمده است، برگردد و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند. نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد و یا به جانب شام نزد یزید بن معاویه رفته و اختلافش را با وی حل و فصل کند. ای عبیدالله، این پیشامد، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد".


مطالبی که عمر بن سعد در این نامه به آنها اشاره کرد، نه حقیقت بلکه برداشتهای شخصی وی و یا مبالغه گویی اش برای آرام کردن عبیدالله بود، تا از این طریق زودتر غائله را پایان دهد و به حکومت "ری" دست یابد. زیرا امام حسین(ع) که با هدف امر به معروف و نهی از منکر اقدام به قیام بر علیه باطل کرده بود، هیچگاه به شخصی چون عمر بن سعد، چنین تعهدی نمی داد.


شمربن ذی الجوشن از این نامه برآشفت و اجازه نداد عبیدالله با پیشنهاد عمربن سعد موافقت کند .


-----------------------------------
منابع:
بحارالانوار ، جلد 44، ص 388
ارشاد(شیخ مفید)، جلد

شیعه آنلاین

سه شنبه هشتم 10 1388
تصاویر: محرم در کربلا





















































سه شنبه هشتم 10 1388

صوت: سخنرانی و مداحی در بیت رهبری

طبق روال همه ساله، مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام و یاران وفادار آن امام همام از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی برگزار شد. برای دریافت فایل‌های صوتی سخنرانی‌ها و مداحی‌های عزاداری در حسینیه امام خمینی می‌توانید از لینک‌های زیر استفاده کنید:
 
ایام مراسم تاریخ سخنران عزاداری
شب اول
[عکس]
 
7 محرم
88/10/3
جناب آقای پناهیان
[دانلود، 12 مگابایت]
جناب آقای منصور ارضی
[دانلود، 4 مگابایت]
شب دوم
[عکس]
 
8 محرم
88/10/4
جناب آقای علم‌الهدی
[دانلود، 14 مگابایت]
جناب آقای محمدرضا طاهری
[دانلود، 11 مگابایت]
شب سوم
[عکس]
 
9 محرم
88/10/5
جناب آقای سیداحمدخاتمی
[دانلود، 11 مگابایت]
جناب آقای سعید حدادیان
[دانلود، 5 مگابایت]
شب چهارم
[عکس]
 
10 محرم
88/10/6
جناب آقای انصاریان
[دانلود، 14 مگابایت]
جناب آقای محمود کریمی
[دانلود، 7 مگابایت]
شب پنجم
دوشنبه
 
11 محرم
88/10/7
جناب آقای صدیقی
[دانلود، 11 مگابایت]
جناب آقای علی انسانی
[دانلود، 15 مگابایت]

منبع:  www.khamenei.ir

 

دفن شهداء کربلا(رحمهم الله)

مرحوم «شیخ مفید» در صفحه 258 ارشاد مى فرماید: عمر بن سعد در سال 61 هجرى قمرى از کربلاء به سمت کوفه روانه شد، جماعتى از بنى اسد که در اراضى غاضریه منزل داشتند، به مقتل آن حضرت آمدند و بر اجساد شهداء نماز خواندند و حضرت را در همان موضعى که معروف است دفن کردند و حضرت على ابن الحسین(علیه السلام) را در پایین پاى حضرت دفن نمودند و براى سایر شهدا حفره اى در پایین پاى حضرت کندند و آنها را در آن دفن کردند. اما شیعه براین عقیده است که حضرت زین العابدین(علیه السلام) به کربلاء آمد و نماز خواند و آنها را دفن نمود. چنانکه امام رضا(علیه السلام) در جواب گروه واقفیّه تصریح نموده که در صفحه 104 انصار الحسین توضیح داده شده و در صفحه 225 بصائر الدرجات در ضمن حدیثى از امام صادق(علیه السلام) استفاده مى شود که در مواقع دفن سرور شهیدان امام حسین(علیه السلام)پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)و حضرت على(علیه السلام) و امام حسن(علیه السلام) و امام سجاد(علیه السلام) و ملائکه حضور داشتند و یارى مى نمودند.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 42.
ورود اهل بیت(علیهم السلام) به کوفه
 
چون به ابن زیاد خبر رسید که اهل بیت(علیهم السلام) به کوفه نزدیک شده اند امر کرد سرهاى شهداء را که عمر بن سعد از پیش فرستاده بود خارج کرده و نزد اهل بیت(علیهم السلام) برند و در کوچه و بازار بگردانند تا سلطنت یزید بر مردم معلوم شود. مردم کوفه چون از ورود اهل بیت(علیهم السلام) خبردار شدند از کوفه بیرون آمدند و اهل بیت(علیهم السلام) را سوار بر شتران وارد کوفه نمودند در حالى که زنان کوفه براى تماشا بالاى بامها رفته بودند. زنى از بام صدا زد: من اىّ الاسارى انتنّ شما از کدام مملکت و قبیله هستید؟ گفتند: نحن اسارى آل محمد(صلى الله علیه وآله). چون آن زن این را شنید هر چه چادر و مقنعه داشت درآورد و بر ایشان پخش نمود. مخدّرات گرفتند و خود را با آنها پوشانیدند.
به روایت مسلم گچکار قریب به چهل محمل روى چهل شتر قرار داشت که زنان و اطفال بر آن سوار بودند و امام سجّاد(علیه السلام) در حالى که مریض بودند و خون از رگهاى گردنشان جارى بود، بر شترى برهنه سوار بودند.
سهل گوید: چون وارد کوفه شدم، دیدم بوق مى زدند و پرچمها را افراشته بودند که ناگاه لشکر وارد شد، و سرهاى شهداء را که بر فراز نیزه نصب کرده بودند، آوردند.
امام در نوک نیزه آیه مبارکه را تلاوت مى نمود:(اَمْ حَسِبْتَ أَنّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الْرَقیمِ کانُوا مِنْ ایاتِنا عَجَباً) سهل گوید: گریه کنان گفتم: یا ابن رسول اللّه رأسک اعجب یعنى تکلّم رأس شریف تو از قصه اصحاب کهف و رقیم عجیب تر است. سپس حضرت زینب(علیها السلام) مردم را امر به سکوت نمود و شروع به خواندن خطبه اى نمود.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 42.
سه شنبه هشتم 10 1388

حرکت کاروان اسرا از کربلا

عمر بن سعد ملعون شب یازدهم را تا ظهر روز یازدهم در کربلا ماند و بر کشته شدگان خود نماز خواند و آنها را به خاک سپرد. بعد از ظهر دستور داد: دختران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را بر شتران بى جهاز سوار کنند و غل بر گردن امام سجاد(علیه السلام) بزنند. آنها را مثل اسیران بردند و از قتلگاه عبور دادند.
وقتى چشم زنان به شهداء افتاد فریاد کشیدند و اشک ریزان خود را از شتران به زمین انداختند.
زینب کبرى(علیها السلام) چون نظرش به بدن مبارک امام افتاد، فرمود: السلام علیک یا ذبیحاً من القفا و سپس نعش برادر را به سینه خود چسبانید، عرض کرد: اختک لک الفداء یا بن محمد المصطفى و یا قرّة عین فاطمة الزّهراء بعد با صوتى حزین و قلبى دردناک گفت: یا محمداه صلّى علیک ملیک السّمآء این حسین توست که با اعضاى پاره پاره در خون خویش آغشته است، اینها دختران تواند که اسیر شده اند، این حسین توست که بدنش بر روى خاک افتاده.
حضرت سکینه جسد پدر را در بر گرفت، ناله زد و عرض نمود: پدر جان قتل تو چشم دشمنان را روشن و دلشان را شاد کرد، پدر جان بنى امیّه مرا در کوچکى یتیم کرد، بابا زمانى که شب مى شود چه کسى مرا حمایت مى کند؟ بابا گوشواره هایم را غارت و عبایم را ربودند.
کفعمى نقل مى کند که حضرت سکینه(علیها السلام) فرموده است: چون بدن نازنین پدرم را در آغوش گرفتم حالت اغماء به من رخ داد، در آن حال شنیدم که پدرم مى فرمود:
شیعتى مهما شربتم ماء عذب فاذکرونى *** او سمعتم بغریب او شهید فاندبونى.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 39.
حرکت اهل بیت امام حسین(علیه السلام) به کوفه
عصر روز یازدهم اها بیت(علیهم السلام) را با حالت اسارت به طرف کوفه حرکت دادند. شبانه به کوفه رسیدند و آن بزرگواران داغدار و مصیبت زده را تا صبح پشت دروازه هاى کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد و مثل فرماندهى که از فتوحات خود خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-تقویم شیعه، صفحه
30
دوشنبه هفتم 10 1388

 نوحه روز عاشورا منسوب به سیدالشهدا(ع)

نوحه‌ای منسوب به سیدالشهدا (ع) وجود دارد که گویا حضرت در لحظات آخر عمر شریفشان این شعر را سروده‌اند. سال‌هاست مداحان و واعظان در جلسات هفتگی خود آن را همخوانی می‌کنند. این شعر به «شیعتی» معروف است.

گفته می‌شود که دلیل سلام دادن شیعیان پس از نوشیدن آب، همین شعری است که حضرت در ظهر عاشورا گفته‌اند. و اما شعر:

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی (شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید.)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی (و یا هنگامی که از غریبی یا شهیدی خبری شنیدید، بر من ندبه کنید.)

فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتِلُونی (من، نواده [پیامبر] هستم که مرا بی گناه کشتند.)
وَ بِجَرد الخَیْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی (و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند.)

لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشورا جمیعاَ تَنْظُرونی (ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و می‌دیدید.)
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی (که چگونه برای کودک خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نکردند.)

منبع تایناک

يکشنبه ششم 10 1388
X